سلام به همه ایرونی های وبلاگ شب ایرانی
قبل از هر چیز باید بگم که وبلاگ شب ایرانی با یاری خدا روند بسیار بسیار خوبی داشته بطوری که در
مدت کمتر از ۳ ماه ۲۵۰۰ نظر داشته که تو نوع خودش امار جالبیه که در این راستا دوستان زیادی منو
یاری کردند و تنهام نزاشتند. که میخوام از همین جا به تعدادی از اونها اشاره کنم.
فاطمه از وبلاگ خلوت تنهایی.... مصطفی از وبلاگ بهترین دانلودها..... ابجی سارا از وبلاگ شب گرد ملوس.... مسعود عزیز از وبلاگ بوسه محبت.... ابجی طنین از وبلاگ زنبوری در تکاپوی عسل.... دوست خوبم محمد جان و سارای عزیز از وبلاگ سوگند عشق.... بابا لنگ دراز از وبلاگ انتظار سخت.... ساناز عزیز از وبلاگ ستارگان آریایی.... دایی جان عزیزم از وبلاگ جزیره رویاها.... حمیده عزیز از وبلاگ سرزمین دل.... و بقیه دوستان عزیزم که نتونستم اسمشون رو ببرم اما براشون ارزوی موفقیت میکنم.
این شعر هم تقدیم به همه شما دوستان عزیزم:
در غریبی دوستان را یاد کردن عار نیست
یک ورق نامه نوشتن کمتر از دیدارنیست
حالا بریم سر وقت چند تا جوک نظرتون چیه؟
قزوینیه یک گونی برنج تبرک میگیره سرشو باز میکنه میگه: پس حمیدش کو....!!!
سازمان سنجش اعلام کرد هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند.
جون میده با تو بریم ماهی گیری !
-- چطور ؟
آخه هیچکس اندازه تو کرم نداره.
ترکه یه مغازه تعمیرگاه اتومبیل میزنه ولی هیچ مشتری نداشته اگه گفتی چرا ؟
....
....
نمیدونی ؟
اخه مغازش رو طبقه دوم زده بود.!!!!
یه روز یه موشه میره خونه اصفهانیه لونه می سازه زخم معده می گیره.
اگه یه روز به سیخ کشیدنت ناراحت نشو.
آخه میدونی.؟
خیلی جیگری......................
یه روز آقاهه میره سربازی دور کلاش قرمزی.
اینم چند تا اس ام اس باهال که تازه بدستم رسیده.....
اس ام اس................ ۱
چشمای نازنین تو مثل دریاست اجازه میدی جورابمو توش بشورم؟؟؟؟
اس ام اس................ ۲
سلام خوبی؟ میشه یک سوال که سالهاست بی جواب مونده و مثل خوره افتاده به جونم بپرسم؟
اینکه چرا گاو حسن که نه شیر داره نه پسون چه جوری شیرشو بردن هندستون؟
اس ام اس................ ۳
میدونید چرا قزوینی ها از زندگی ناراضی اند ؟
چون هیچ وقت زندگی بهشون پشت نمی کنه.
اس ام اس................ ۴
قزوینیها این اهنگ رو تو عروسیشون میزارن...
عزیزم بگو بر میگردی !!!
اس ام اس................ ۵
میدونی نبات کیلو چنده ؟
..
...
....
نمیدونی ؟
.
..
نقل چی ؟
.
..
...
اینم نمیدونی ؟
.
..
اصلا ولش کن از قدیم گفتن خر چه داند قیمت نقل و نبات
اس ام اس................ ۶
تست کنکور سال ۸۵
بی تو سردمه.......
الف) بخاری ب) پتو ج) کولر د) شوفاژ
ببخشد کم بودن بقیشون برای سری بعد.!!!!!!!
حالا بازم بریم سر وقت چند تا جوک موافقین ؟
ترکه با خودکار میره حموم
میپرسن چرا با خودکار ؟؟
میگه اخه هر جا رو میشورم علامت میزنم
بازم از ترکه میپرسن چرا سی دی هات اینقدر خط دارن ؟
میگه : اخه هر اهنگش رو که دوست دارم روش علامت زدم
تو قزوین یک سکه می افته زمین جزو آثار باستانی میشه..!!!!
اااااا اااااااااااا ااااااااااااا ااااااااااااااا ااااا اااااااا به علت ایام سوگواری از گفتن این جوک معذوریم.
یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده. عینک آفتابیش رو در می یاره میذاره رو دمپایی ابریش
میگه: کا تو خودتو نجات بده فکر من نباش
لره داشته مدفوع می کرده پسرش زنگ میزنه به موبایلش میگه :
بابا کجایی ؟ میگه : چطور ؟ پسره میگه : مامان میگه ناهار نداریم همونجا یه چیزی بخور !
رشتیه دعا میکنه که حق به حق دار برسه......
صبح که از خواب پا میشه می بینه هیچ کدوم از بچه هاش نیست.
ترکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته بود منفجر میشه.
عربه میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه.
ترکه فیلم جنگی میدیده تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خاموش میکنه.
به لاک پشته میگن چرا نماز نمیخونی ؟ میگه آخه لاک دارم.
ترکه ریش بزی میزاره دچار بحران شخصیتی میشه.
ترکه دور خودش میچرخه هرز میشه.
آفتاب پرسته میره رو جعبه مداد رنگی هنگ میکنه.
قزوینی ها اعتراض میکنن این چه الفباییه ؟ به ن میگن نون اما به ک میگن کاف !!!
یارو عاشق خدا میشه یه مسجد میکشه که یه تیر از توش رد شده !!!!
ترکه میخواسته با دختر اسراییلی ازدواج کنه به علامت اعتراض سر سفره عقد حاضر نمیشه !
ترکه میره مسابقه قرآن سوره بنی اسراییل میاد انصراف میده.!!
ترکه میره بهشت زیر پای مادرها له میشه !!!!!!
*** ترکه داشته تو پارتی میخونده : میخوام که با بوسه گل لباتو پر پر کنم... یه دفعه کمیته میریزه تو
پارتی. ترکه ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم.
لره خوابش سنگین بوده تخت میشکنه.!!!!
به ترکه میگن چرا میری سربازی؟ میگه: برای مرخصی هاش .
بن لادن تهدید کرده ۳ جارو قطعا میزنه. ریش و پشم و زیر بغلشو !!!!!
از ترکه میپرسن حمام چند بخشه ؟ میگه ۲ بخش زنونه و مردونه.
ترکه زنش سبزه بوده سیزده به در میندازتش تو آب.!!!!!!!
ترکه تو نماز دستاش رو برعکس میگیره میگن چرا این کارو کردی؟ میگه: میخوام ایندفعه از حفظ بخونم.
از خره میپرسن: راسته که ترکا خرن؟ میگه یه مذاکراتی شده ولی ما زیر بار نرفتیم.
لره از تو کیوسک تلفن میاد بیرون ازش میپرسن سالمه؟ میگه آره سالمه فقط آفتابه نداره !!!!!
خوب ببینم شما خسته نشدین؟ بقیش باشه برای دفعه بعد .
حالا اینم چند تا عکس بدون شرح
نامه احمدی نژاد به بوش و بازتاب آن....
قبل از نامه احمدی نژاد.....
بعد از نامه احمدی نژاد....

فرق زنهای پلیس آمریکا با ایران....

راستی مثل همیشه نظر یادتون نره..
شاد باشین.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
میلاد پر از خیر و برکت فاتح خیبر امیر مومنان حضرت علی(ع) را به همه
مسلمانان جهان و همچنین شما دوستان عزیزم تبریک میگم
همچنین روز پدر رو به همه پدرها و پدر بزررگهای عزیز تبریک میگم
امیدوارم سایه اونها همیشه بالای سر ما باشه.
این پست ازوبلاگ رو اختصاص دادم به طنز که امیدوارم خوشتون بیاد .
اخرین ورژنهای( اس ام اس )
اس ام اس ............... ۱
اگر خوبی بدی از ما دیدی حلال کن. من فردا باید برم بیمارستان برای جراحی دریچه قلبم.
اخه میخوام یه دریچه بذارم که فقط به روی تو باز بشه.
اس ام اس ............... ۲
تو گلی مثل گلهای قشنگ قالی.... توبه ظرافت تار و پودهای فرشهای زیبای ایرانی
هستی.... اصلا تو خود فرش پاتریسی.... همونی که یه تختش کمه
اس ام اس ............... ۳
کاش میتونستم همچون پرنده ای پر و بال شکسته باشم. تا در کنج قلبت خانه بسازم.
تا آنفو لانزای مرغی بگیری ، بمیری.....
اس ام اس ............... ۴
به میرزا پور میگن چرا شما همش موقع سرود ملی میخندی ؟
میگه: اخه دایی پیشمه میگه: شل ژد از افق...
اس ام اس ............... ۵
امروز روز خوش تیپ ترین دوست دنیاست. تو هم مثل من این( اس ام اس) رو واسه کسی
بفرست که مطمئنی هیچ کس بهش این روز رو تبریک نمی گه !
اس ام اس ............... ۶
سوال منتخب کنکور یکی از شهرها:
سرعت نور چقدر است؟
الف ) بد نیست ب ) خوب است ج ) شما چطورید؟ د ) چه خبرا؟
اس ام اس ............... ۷
سلام من مامور گازم. اجازه میدی یه گاز ازت بگیرم؟
اس ام اس ............... ۸
روباه میره زیر درخت به کلاغ میگه: به به عجب سری چه دمی چه پایی
کلاغ میگه: زر نزن من خودم دوم دبستانم.
اس ام اس ............... ۹
توی شیراز مادر رو از دختر تشخیص نمیدن. توی اصفهان گدا رو از پول دار
توی تهرون دختر رو از پسر. توی اردبیل ادم رو از.......
اس ام اس ............... ۱۰
عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره ابدوالواحد.
اس ام اس ............... ۱۱
خدا رو دوست دارم چون *ای دیش* همیشه روشنه
خدا رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* جواب میده
خدا رو دوست دارم چون حرفهای ادم رو *سند تو آل* نمی کنه
خدا رو دوست دارم چون هیچ کسی رو *ایگنور* نمی کنه
خدا رو دوست دارم چون خداست.
اس ام اس ............... ۱۲
های ساری آی هو نو اس ام اس فور یو تو دی !! در ایز نو اس ام اس فور یو !!
هی آی سید نو اس ام اس فور یو !! دیونه مگه نمیفهمی میگم اس ام اس برات ندارم
حالا هی بخون.
راستی چه جور بود خوشتون اومد حالا اگه شما هم اس ام اس دارین بگین برام
راستی نظر یادتون نره...

سلام به همه اونهایی که میدونند از خودشون و دنیاشون چی میخوان.
خیلی وقته من با شما همکلام نشدم. اما عطر حضور معطرتون مشام منو بهاری
کرده. دیشب زمزمه راز آلودی رو شنیدم سخن برگی بودبا باد.
باد میگفت: ای سرسبزی دنیای من دمی با من همراه شو
من تورا به جایی میبرم که جززندگی در ان جریان ندارد.
کافی است از درخت پیر دل بکنی.
آری آن روز آغاز دوست داشتن است که همین دوست داشتن زیباست.
برگ ظریف و زیبا لبخندی زد(تبسمی که دل باد سرکش را با خود به رویای وصال برد)
برگ گفت:چگونه با تو بیایم وقتی که دلم در گرو درخت است.
با تو پای به بهشت جاودان بگذارم؟
بی دل؟ بی احساس شادی؟
چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حس میکردم خون در شریانم یخ زده آیا برگ دل به رویای باد میسپارد؟
یا........
پاسخم را لحظاتی بعد گرفتم. باد با دلی اندوهگین برگ را به درخت سپرده بود
وبرگ..... در آغوش پر مهر درخت عاشق آرام به خواب رفته بود.

بهترینها رو براتون ارزو می کنم.( همسر عرشیا )

سلام به تک تک ستاره های شب ایرانی
سلام به شما دوستانی که اسمون شب ایرانی رو با وجودتون روشن می کنید. راستش نمیدونم با چه زبونی میتونم محبتهای شما رو جواب بدم اخه فکر میکنم کلمه ای نمیتونم پیدا کنم تا بتونه محبتهای شما رو درک کنه و به اون جواب بده . پس فقط میتونم بگم عاشق همه شما هستم و قربون هر چی ایرونی بامرامه. در اخر میخوام یک عذر خواهی کنم از همه دوستانی که نمیتونم بهشون سر بزنم یا دیر به دیر سعادت پیدا میکنم به وبلاگشون سر بزنم باور کنید وقتی تعداد نظرها بالا هستش راضی نگه داشتن این همه دوستانی که به شب ایرانی سر میزنن کاری سخته ولی بازم به چشم سعی میکنم بیشتر به شماها سر بزنم تا بتونم کمی از شرمندگی شما در بیام. خوب دیگه دارم سرتون رو درد میارم از همتون یک بار دیگه تشکر میکنم و دستتون رو از همین جا می بوسم .
دستهایم برایت شعر می نویسند
اما تو هرگز نخواهی خواند
اتش عشق در چشمانم غوطه می زند
ولی تو هرگز نخواهی دید
نه تو هرگز مرا نخواهی فهمید

انگار تا همیشه باید
در پی چشمان تو ستاره های جاده را سوا کنم
و چه طولانی است
این شبهای بی ستاره جاده
و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو درک نخواهی کرد

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن
چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم


سلام به ستاره های اسمون شب ایرانی
راستش من همسر عرشیا هستم و تصمیم دارم اگه اجازه بدین این پست جدید رو من کنارتون باشم و براتون از قصه عشق خودم بنویسم امیدوارم همه شما به هر چی که ارزوشو دارین برسین و در اخر بهترینها رو براتون ارزو میکنم.
فصل پایانی سال بود ،اسمان مثل روزهای قبل ابری و بارانی بود انگار باران خیال دل کندن از اسمان را نداشت . و من خسته از کار روزانه به کامپیوتر پناه برده بودم در حالی که پشت کامپیوترم نشسته بودم به بارانی نگاه میکردم که همچنان با شدت میبارید و حکایت از دلتنگی ابرها میکرد.
به دنیای اینترنت و چت پناه اوردم، و اینگونه شد که عشق قطره قطره شهد شیرینش را در کامم ریخت.
با کسی هم کلام شدم که لبریز از شور و عشق و شادی بود ، با خنده های او میخندیدم و با گریه های او اشک در دیدگانم جاری میشد. اری او بود که روح یخ زده مرا گرمای دوباره بخشید و من هر گاه از دلتنگی های روزگار خسته میشدم مرا جانی دوباره می بخشید.
با او بود که خواب شیرین شب و لطافت صبح را به یکباره فراموش کردم.اری با او بود که زندگی دوباره را در لابلای گلهای معطر نرگس شیراز از سر گرفتم.
اری با او بود که عشق ، مهر، و شکوه لحظات دوست داشتن را تجربه کردم و او بود که صخره های شکسته و تیز قلبم را صیغلی داد که رخ عشق در ان هویدا شد.
او که خود ارمغان فردوس خداوندی بود و امدنش خود پیام شادی بود و شعف. و زمانی که بهم رسیدیم دیگر هیچ کدام از ما به ستاره ها اعتنایی نکردیم و در موسقی ملایم گنجشکها به سکوت رسیدیم.
خدایا: از تو سپاسگذارم که برمن منتی گران نهادی و عشقی را به من شناساندیکه برای تمام عمرم کفاف می دهد. و فرزندی که ثمره عشق پر شکوهمان خواهد شد سپاسگذارم. باشد که قدرش را بدانم.
و کلام اخر اینکه: همسر با وفایم عرشیا دوستت دارم


میخوام داستان بنویسم.
همون جوری بنویسم که خودم دوست دارم
یه جوری که وقتی بقیه میخونن بگن اینا چیه؟مگه تو کلاس اولی؟
ولی من گوش نمیدم به بقیه میخوام از خودم بنویسم، از سایه ام، از داخلم، از بیرونم
میخوام سخت بنویسم،مثل اجردیوار که شد،سرم رو بکوبم بهش و مخم رو داغون کنم
اسم مطلبم رو میذارم << گریه اسمان >>
دلم گرفته،صدای قلبم را از دور دستها میشنوم
نمیدانم چرا دلم گرفته و نمیدانم چه کنم.
به طرف پنجره میروم و به اسمان نگاه میکنم.
اسمان هم دلش گرفته و هوای حوصله اش ابریست.
فکر میکنم:<< اسمان از چه دلش گرفته؟
تاریکی قلب ادمها، یا از سیاهی دل شب؟
راستی اسمان وقتی دلش میگیرد چه میکند؟>>
در همین لحظه اسمان برقی زد و باران فرو ریخت.
اشک در چشمانم حلقه زد و اهسته زمزمه کردم،
اسمان وقتی دلش می گیرد، می گرید.


سلام به تمام ایرونی های شب ایرانی
سلام به شما که همچون ستاره در اسمون شب ایرانی میدرخشین .
راستش بعد ار یک وقفه ۲۰ روزه برگشتم تا باز هم با شما باشم البته هنوز هم در سفر هستم اما دلم طاقت نیاورد از شما دور باشم واسه همین اومدم تا بگم همتونو دوست دارم.
معبود من
اگر دیدی روزی کسی در کنارم بود
خودت میدانی که به یقین تکه ای از تو را داشته که رهایش نکردم
مگر نه اینکه تو غرق در زیبایی ها هستی.!!
گل را اگر می بویم لذتش از بوی توست.
مطلوب من سرم را گاهی بگیر بین بازوانت و مرا به آغوش بکش
نکند یادت برود که سخت نیازمند توام
من اگر یادم برود تقصیر توست که یادم نمی اندازی
تو مرا باور کن از تمام خواستن هایم
تو خوبی...
چه برای کسی که دوستت دارد
و چه برای کسی که فراموش کرده دوستت داشته باشد
مهربان من
می شود از این به بعد بنویسم برایت؟
بنویسم بی تو مسافری خسته ام در بیابان زندگی
اری چرا نشود
راستی یادت نرود
ان تویی را که میگفتم تکه ای از تو را دارد
پس چون تویی کوچکتر به من بده تا به واسطه اش عشق رافراموش نکنم
نامه ام را تا کردم و زیر فرش گذاشتم
خدا خودش یاد دارد
کاش همین امشب جوابش را بدهد
اگر هم ندهد حداقل میدانم که نامه را می خواند
براستی چه خوب است ادم کسی را داشته باشد.


سلام به تمام دوستانی که شب ایرانی به وجود همشون عشق می ورزه
بزارین در ابتدا از همه شما دوستان عزیزم تشکر کنم از ابن همه لطف و صفا و مهربونی که نست به من و وبلاگ شب ایرانی دارین راستش من که زبانم قادر نیست تا از این همه حضور شما عزیزان تشکر کنم داشتن بیش از ۲۳۵ نفر در مدت ۵ روز نشون دهنده اینه که خدا خیلی به من لطف داشته که این همه دوست این همه عاشق پیدا کنم به هر حال برای همه شما بهترینها رو ارزو میکنم .
در اینجا میخوام از همه شما عذر خواهی کنم از اینکه بعلت مسافرتی که در پیش دارم چند روزی در خدمت شما نیستم اما به همه شما قول میدم که حتما در اولین فرصت به همه کامنتهای شما جواب بدم تا بدونید که شب ایرانی همیشه با شماست
چه کسی می گوید شیشه ها احساس ندارند؟
هنگامی روی شیشه غبار گرفته ای نوشتم دوستت دارم
اهسته گریست.

کاش می شد سه چیز را از کوذکان یاد بگیریم.
بی دلیل شاد بودن و پای کوبیدن
همیشه سر گرم کار بودن و بیهوده نشستن
حق و حواسته خود را خواستن و فریاد زدن.

ای خدای روشنی ها و ای سرچشمه زیبایی ها
وجوذ تاریک ما را به افتاب لطف خویش اراسته گردان
ندای دلهایمان اشارت چشمانمان اهنگ کلاممان و تکاپوی جانمان
را انگونه که شایسته بندگی توست هدایت فرما
از مرداب گناه ما را دور گردان
و چنان کن که تنها برای خوشنودی تو گام برداریم.

سلام به تمام اهالی شب ایرانی
راستش امشب اسمون شب ایرانی ستاره بارونه
اخه امشب ماه به مهمونی ستاره ها رفته تا با هم این جشن رو برگزار کنند
اخه میدونید امشب شب تولد بهترین دوست بهترین یار و بهترین همدم من همسر عزیزمه
همسر عزیزم تولد مبارک امیدوارم ۱۰۰۰ سال زنده باشی![]()
این مطلب رو تقدیم میکنم به همسر عزیزم و تموم کسایی که همسرشون رو تا پای جون دوست دارن.
تقدیم به گل همیشه بهارم
نمیدانم وقتی تو را دیدم چند سال داشتم
زمانی که تو را دیدم حرفهام در دهانم خشکید و قلبم شروع به تپیدن کرد
ان زمان دوست داشتم از درخت پیچک همسایه بالا بروم و برات یک سبد ستاره بچینم تا بتونم ستاره ها رو روی پیراهنت گلدوزی کنم
ان دزمان که تو را دیدم دیگر به ستاره ها اعتنا نمیکردم و در موسقی ملایم صدای تو به سکوت می رسیدم
زمانی که تو را دیدم دلم گفت باید با تمام وجود تو را دوست داشته باشم چون تو مرا با الفبای دوست داشتن اشنا خواهی کرد
اری تو امدی و وجود یخ زده روح مرا از طراوت سپیدت گرما بخشیدی و ان لحظه بود که هر دوی ما به ابدیت پیوستیم.
راستی هیچ میدونی ابدیت کجاست؟
ابدیت میان ایینه زارهاست اونجا میشه خورشید درو کرد و عشق کاشت اونجا نام من تو را میان شنهای ساحل تقسیم میکنند تا هر روز دریا یک لیوان موج به روی صورتمان بپاشد
اونجا میتونیم با هم از تن رودها بگذریم و شیطنت ماهی ها رو نگاه کنیم
اونجا میتونیم با یک ورق کاغذ و یک خودکار ابی جنگلها رو بکشیم و در گلدان کوچکی بکاریم
اونجا میشه نام هم رو درون کاسه ای اب بیندازیم و روی طاقچه یادمان بگذاریم
زندگی زیباست اگر در کنار هم بودن رو باور کنیم


سلام به همه اهالی شب ایرانی
این مطلب رو تقدیم میکنم به همه کسایی که عاشق
هستن و در انتظار کسی که بیاد مونس تنهایی شون باشه و ..........!!!![]()
براستی چقدر تکرار؟
چقدر پرسه زدن در پیاده روهای بی پرستو.؟
چقدر بی تو؟
چرا هیچ چراغی شبستان دلم را روشن نمی کند؟
چرا مرغان دریایی روی امواج صدای من بال نمی زنند؟
چرا روزها خورشید از من روی بر می گرداند و شبها ماه خودش را پشت ابرها پنهان میکند؟
چرا نسیمهای نوازشگر از کنار پنجره قلبم عبور نمی کنند ؟
چرا دیگر پرنده ها در اسمان دل من پرواز نمی کنند؟
چرا دیگر کسی به حرفهای دل من گوش نمیکند؟
بیا قبل از انکه نسیمها درختان را فراموش کنند و پروانه ها گلها را از یاد ببرند.
فرصتی نیست.
بیا قبل از انکه کتاب عمرم برای همیشه بسته شود و به قابی کهنه روی طاقچه یادت تبدیل شوم.
شاید وقتی به کوچه ما بیایی که دیگر من نباشم.

تولدی دیگر......
سلامی به خنکای شبهای ایرانی خدمت تموم دوستانم و شما وبلاگ نویسان عزیز.
قبل از هر چیز اجازه بدین تولد وبلاگ شبهای ایرانی رو اول به خودم و بعد از اون به دوستای قدیم وبلاگ نویس تبریک بگم امیدوارم این وبلاگ هم بتونه همانند وبلاگهای چهارراه جوانی و خلوت شبهای تنهایی باز هم بتونه موفق و سر بلند بیرون بیاد و باعث بشه دوستان بیشتری رو به من معرفی کنه.
البته تصمیم دارم این وبلاگ چیزی فراتر از کارهای گذشتم باشه به همین منظور تصمیم دارم با دستی پر کارمو شروع کنم به همین منظور سعی میکنم تا چند روز اینده فعالیت وبلاگ شب ایرانی رو شروع کنم.
به همین خاطر باز هم نیازمند همایت شما دوستان عزیزم هستم تا بتونم حضوری موفق داشته باشم.


